کتاب انتخاب عالی

کتاب انتخاب عالی – خلاصه ای جذاب از کتاب انتخاب عالی جیم کالینز

کتاب انتخاب عالی یکی از بهترین آثار جیم کالینز معروف محسوب میشود که تلاش دارد تا به این سوال پاسخ دهد که رهبران و مدیران چگونه قادر هستند در این دنیای پر هیاهو و پر آشوب، شرکت ها رو اداره و هدایت نمایند و به حرکت خود در مسیر پیشرفت و تعالی شرکت حرکت کنند. در کتاب انتخاب عالی نکات بی نظیری وجود دارد که ما تلاش کردیم در این خلاصه مفید، براتون بیاریم تا اگر زمان و حوصله خواندن کتاب فیزیکی انتخاب عالی رو ندارید، قادر باشید از نکات مهم کتاب انتخاب عالی کالینز استفاده نمایید. مطمئنا این مقاله میتونه یه دید خیلی خوب در خصوص نحوه موفقیت رهبران در شرایط مختلف بهت بده و خیلی برات مفیده.

کتاب انتخاب عالی به نویسندگی جیم کالینز 

آنچه که در این کتاب می خوانیم این دو نویسنده سعی دارند که به یک سوال اساسی پاسخ دهند و سوال این است که چگونه برخی شرکتها و رهبران؛  این دنیای پرآشوب و پرهیاهو را می توانند به خوبی هدایت کنند، البته باید دانست که این رهبران به وضع موجود نه تنها واکنش نشان نمی دهند بلکه خودشان خلق کننده شرایط مساعد و مناسب هستند و خسته نمی شوند و دوام آورده و موفق می شوند و باعث رشد وتعالی شرکت و افراد نیز می شوند. در این کتاب، کالینز و هانس با دقت و موشکافی، سعی براین داشته اند که چگونه موفق شدن این رهبران را برملا کنند و ما را در راهی که بتوانیم در آینده مدیر بهتر و موفق تری باشیم یاری رسانند.

در این کتاب می خوانیم چرا بعضی از شرکتها با وجود این همه بحران باز هم موفق هستند؛ ناشر در ابتدا به عنوان مقدمه اینطور شروع می کند: یک روز خوب بهاری را تجسم کنید، با شور و شوق فراوان خود را به سواحل زیبای آگیل اسکاتلند می رسانید و آماده یک موج سواری جانانه می شوید؛ یک صبح دل انگیز و شروع یک روز عالی، صدای آواز پرندگان، صدای افرادی که با آرامش در کنار ساحل قدم می زنند و هیاهوی دیوانه کننده امواجی که به آرامی به سمت ساحل می آیند و لحظاتی بعد، خود را در اوج سواری بر امواج خروشان می بینید از موجی به موج دیگر و در عین حال لذتبخش؛ حالا ناگهان شرایط عوض می شود و وقتی به خودتان می آیید که تنها و سرگردان در بین طوفان هستید؛ طپش قلبتان بالا رفته زیرا که در دریای پرتلاطم و طوفانی گم شده اید، تاریکی لحظه به لحظه نزدیکتر می شود، هوا کم کم به طرف سیاهی و تاریکی غوطه ور میشود و شما تنهاتر و سرگردانتر، اگر این شرایط ادامه پیدا کند چقدر امید به زنده ماندن دارید؟

در این موقعیت بعضی ها فقط به تسلیم شدن و مرگ فکر می کنند اما در اصل می تواند اینگونه نباشد؛ متی برایس، موج سوار ۲۲ ساله ای در آبهای آگیل ۳۲ ساعت با این طوفان سختف جنگیده است و در آخر، تیم نجات او را در حالی پیدا می کنند که در ۱۳ مایلی ساحل، هنوز با آخرین توانش در حال مبارزه برای زنده ماندن است، حالا فردی را تصور کنید که از ابتدا هیچگاه تصور این کابوس را نداشته و قدرت مقابله با هیچ بحرانی را نیاموخته باشد؛ موج سواری که مرگ را تقدیر می داند و تلاش نمی کند و فقط و فقط زود تسلیم سرنوشت شوم می شود، مسلماٌ برای چنین موج سواری وقوع مرگ قطعی و حتمی خواهد بود.

پیشنهاد میکنیم مطالعه کنید:

در اصطلاح جیم کالینز ” متی برایس ”  ۱۰XER نامیده می شود

در این کتاب ۱۰XER ها رهبران شرکتهایی هستند که در شرایط بحرانی تسلیم شکست نمی شوند و همچنان تلاش می کنند و به رشد خود ادامه می دهند. کالینز و مورتن تی هانس، در یک پژوهش ۹ ساله که از سال ۲۰۰۲ ( بی ثباتی اقتصادی در بازارها و افت سهام ) آغاز شد و تا سال ۲۰۱۱ به طول انجامید؛ با طرح سوالی بنیادین؛ که چرا ” برخی شرکتها در شرایط سخت و حتی هرج و مرج رشد می کنند اما شرکتهای دیگر نمی توانند ” دنیای کسب و کار را به چالش کشیدند این دو پژوهشگر، سه معیار برای انتخاب شرکتهای ۱۰XER در نظر گرفتند:

  1. شرکتهایی که برای یک دوره بیش از ۱۵ سال نتایج چشمگیری را نسبت به بازار سهام عمومی و صنعت خود را حفظ کرده باشند.
  2. بنگاه و شرکتهای مورد نظر این نتایج را در زمان فوق العاده پرتلاطم کسب کرده باشند محیطی پر از رویدادهای غیر قابل کنترل شرایط غیر قطعی و آسیب زا.
  3. شرکت مورد نظر، ترقی خود را در جهت عالی شدن در موقعیتی آسیب پذیر شروع کرده و در ابتدای راه، خود را به سمت ۱۰X شدن هدایت کرده باشند.

کتاب انتخاب عالی

چگونگی گزینش شرکت ها 

گزینش این شرکتها به همین راحتی نبود؛ تیم تحقیق ۲۰۴۰۰ شرکت و ۷۰۰۰ سند تاریخی را مورد بررسی قرار دادند و از این تعداد بالا؛ فقط هفت شرکت ۱۰X و هفت شرکت مقیاس را برگزیدند: (امژن با جننتک) (بایومت با کرشنز) (اینتل با ای دی ام) (مایکروسافت با اپل) (پروگرسیو با سیف کو) (هواپیمایی ساورت با پی . اس . ای) (استرایکر با یو . اس . اس . سی) مقایسه شدند.

تیم تحقیق از همان ابتدای کار که بررسی ها را شروع کردند به نکات قابل توجهی دست یافتند که افسانه های قدیمی در مورد کسب و کارهای موفق را به چالش کشید؛ آنها پی بردند که رهبران ۱۰xer نسبت به نمونه های مقیاس، ریسک پذیرتر، جسورتر، دوراندیشتر و خلاق تر نبودند بلکه آنها منضبط تر و تجربه گراتر و بدگمان تر بودند و همچنین آنها نوآورتر از شرکتهای مقیاس نبودند و حتی در بعضی مواقع نمونه های ۱۰X نوآوری کمتری داشتند و در کمال حیرت به این نتیجه رسیدند که ۱۰XER ها سریعتر و بلندپروازتر و بی باکتر از شرکتهای مقیاس نیستند؛ پس راز موفقیت شرکتهای ۱۰XER در چه بود؟

فصول کتاب انتخاب عالی کالینز

  1. رشد با وجود عدم قطعیت
  2. ۱۰XER ها
  3. راهپیمایی ۲۰ مایلی
  4. اول گلوله ها را شلیک کن، بعد توپها
  5. رهبری در بالای خطر مرگ
  6. اس مک ( SMAC )
  7. بازده شانس

در اینجا مثالی را عنوان می کنیم: اگر قرار است که ما یک مسیر سه هزار مایلی را کوهپیمایی کنیم باید تصمیم بگیریم هر روز ۲۰ مایل را کوه پیمایی کنیم و این کار را در هر شرایطی انجام دهیم؛ همانطور که در روزهای خوش و آب هوای بهاری با درختان پر شکوفه اش این کار را انجام می دهیم در روزهای سخت زمستانی، در برگ ریزان پاییز و جاده های زرد و یا در تابستان داغ این کار را انجام دهیم؛ حالا فرقی نمی کند این فلسفه برای یک کوهپیمایی باشد یا یک رهبر ۱۰xer برای هدایت یک کسب و کار؛ رهبران ۱۰XER نه از دیدن بهار هیجان زده می شوند و نه در گرفتار شدن در بوران و برف آنان را خسته و زمینگیر می کند.

در فصل چهارم که عنوان اول گلوله ها را شلیک کن بعد توپها ؛ این قانون بدان معناست که در هر کاری اگر بی گدار به آب بزنیم و هرآنچه را که داریم به صورت یکباره رو کنیم، کارمان تمام است یا به اصطلاح در یک جنگ گنگ؛ اول با شلیک گلوله ها شروع می کنیم ؛ زیرا گلوله هم ریسک کمتری دارد و هم هزینه اش کمتر است در ضمن حواس پرتی هم ایجاد می کند ) و بعد از آن که هدف را خوب بررسی کردیم توپ را شلیک کنیم و به نتیجه برسیم؛ زیرا که شلیک توپها بدون آنکه از وضعیت دشمن باخبر و آگاه باشیم خودکشی است.

پیشنهاد میکنیم مطالعه کنید:

در فصل پنجم با تاٌکید برداشتن کپسول اکسیژن بیشتر به سه مورد اشاره می کند:

  1. ذخایر و مخازن نقدی (مخازن اکسیژن) بسازید و آمادگی برای رویدادها و بد شانسی های غیرمنتظره داشته باشید
  2. ریسک: (اعم از ریسک خطر مرگ، ریسک نامتقارن، ریسک غیر قابل کنترل) در هر صورت باید ریسک ها را محدود کرده و ریسک زمان-محور را تحت مدیریت خود داشته باشید
  3. کوچک نمایی و سپس بزرگ نمایی کنید: فرد باید بتواند شرایط در حال تغییر را احساس کند و به طور موثر و مفید پاسخ دهد و در هر صورت هوشیاری بیش از حد داشته باشد.

در فصل ششم ما با قانونی به نام (اس مک) آشنا می شویم؛ کلمه smac مخفف کلمات مشخص (specific) ؛ روشمند (Methodical) ؛ با ثبات (consistent) است.

خلاصه و پایان 

ما نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم، اما می توانیم آن را بسازیم، این آغاز کتاب انتخاب عالی است. در دنیای غیر قابل پیش بینی که ما درآن زندگی می کنیم هیچ اتفاقی دور از انتظار نیست؛ جنگ ها، بی ثباتی های اقتصادی، حملات تروریستی؛ انقلاب های مردمی و …….هر یک از این موارد می تواند باعث بالا رفتن و یا پایین آمدن قیمت های انرژی تا مرز یک سوم قیمت های قبل شود؛ بنابراین می بینیم که جهان در یک لحظه می تواند؛ به ناگهان نا آرام شود و هر لحظه اتفاق خاصی در جهان بیفتد؛ فردایی هم که غیر قابل پیش بینی است ما را هم تهدید می کند و هم هشدار می دهد؛ هر لحظه ممکن است کسب و کاری بزرگتر یا کوچکتر شود و گاهی اوج یگیرد و گاهی نابود شود.

در این کتاب؛ کالینز و هانسن سعی می کنند در این دنیای پر آشوب به این سوال پاسخ دهند که چگونه برخی شرکتها و رهبران آن می توانند این شرایط را به درستی هدایت کنند؛ کالینز و هانس با دقت بسیار سعی دارند که با آشکار کردن تضادها و شباهت های رهبران ۱۰XER و شرکتهای مقیاس، ما را با مدیریت بهتر آینده یاری رسانی کنند؛ آنها به سه عامل اساسی اشاره کرده اند:

  1. انضباط متعصبانه
  2. خلاقیت تجربی
  3. بد گمانی سازنده

و نتیجه اینکه اگر چه این کتاب  معجزه نمی کند ولی راهکارهای بسیار عالی برای موفقیت به ما می آموزد؛ راهکارهایی که چه بسا اگر مدیر یک کسب وکار آنها را الگوی مدیریت خود قرار دهد بتواند به رهبری ۱۰XER تبدیل شود.

برای دوستانتان بفرستید:
Posts created 23

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − شش =

مطالب مرتبط

Begin typing your search term above and press enter to search. Press ESC to cancel.

Back To Top